محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي ( مترجم : حسين قره چانلو )

144

كتاب الجغرافية ( فارسى )

خود برد . گفت : « اين مرد خبر داد كه او در سال پانصد و چهل و يك وى را به همراه خود به بيت المقدس برد كه در آن هنگام تحت تسلط روميان بود . » پس در شهر شقوره « 1 » در سال پانصد و چهل و نه از او دربارهء اين سنگ معروف پرسيدم . پس او نيز همان‌گونه كه ابو طيّب دمشقى دربارهء آن سنگ به من خبر داده بود ، برايم صحبت كرد جز آن‌كه گفت : « در آن‌جا چيز عجيبى ديدم » و من به او گفتم : « خداوند تو را رحمت كناد ، آن‌چه بود ؟ » گفت : « در شب ميلاد مسيح هنگامى كه رومىها قربانى مىخوردند . مردى از بطارقه - و بطريق « 2 » اسمى است كه رومىها آن را بر بزرگ‌ترين دانشمندان خود مىگذارند - را ديدم در حالى كه روى آن سنگ نشسته بود و سر و ريش تراشيده ، لباسى از پشم مزيّن به طلاى سرخ بر تن داشت و تاجى از طلا مزيّن به درّ و ياقوت بر سر او بود ، او استخوان ترقوه‌اش را سوراخ كرده و حلقه‌اى طلايى بود آويخته بود كه زنجيرى از طلا [ پ r 33 ] به طول سه ذراع بر آن بود و در يك طرف اين زنجير كاسه‌اى طلايى قرار داشت . آن‌گاه اين كاسهء طلايى را از آب غسل تعميد پر مىكرد و سپس بطريق‌ها و اسقف‌ها و كشيشان و رهبانان را با آن تعميد مىداد ، بعضى از آن‌ها براى يك جرعه به او هزار دينار مىدادند و برخى پانصد دينار به او اعطا مىكردند . كم‌ترين بخشش به او صد دينار بود و آن گروهى كه از آن آب مىنوشيدند با قربانى معينى كه نزدشان بود بيرون مىرفتند . » پس مرد به رفيقش گفت : « اين كيست ؟ » گفت : « اين ( بطريق ) به زبان فرنگىهاست كه پادشاه بزرگ ، يا بطريرك ( پاتريك ) است . و بريط به اين زبان ( فرنگى ) به معناى پادشاه رئيس است و مردم علم مسيحيت را از او مىآموزند . » و آن‌ها مىپنداشتند كه هر كس از آن آب بنوشد گناهى بر او نوشته نشود و

--> ( 1 ) . Shakura Segura ; cf . E . I . , IV , 301 , Par E . Levi - Provencal . ( 2 ) . اسقف ( يا كشيش ) .